کانون نظریه پردازی و گفتمان آزاد دانشجویی |
رييس كميسيون فرهنگي مجلس خطاب به كانديداهاي شكست خورده انتخابات گفت: در حوادثي كه پيش آمد 37 نفر كشته شدند كه البته مايه تاسف است و گفتني است كه از اين 37 نفر 20 نفر بسيجي بودند؛ اكنون جا دارد كه پس از 5 ماه از دوستان قبلي و قديمي خود سئوال كنيم كه حاصل كار خود را در اين مدت چگونه ارزيابي ميكنيد؟
محرومیت واقعیتی است تلخ در جامعه ی ما و اگر محرومان را بخش بزرگی از جامعه ندانیم، اقل کم باید این جماعت را بخش قابل توجهی از اجتماعمان به حساب آوریم. واقعیتی که علاوه بر آن که معلول سیاست های اقتصادی و کوتاهی برخی مسئولین متولی امر، ریشه در روابط اجتماعی و مهم تر از آن ریشه در رسانه های ما دارد.
رسانه های ما چشمان خود را بر این بسته اند که در میان ما و در اطراف ما، کسانی هم وجود دارند که هنوز از جنگیدن با گرسنگی و سرما و گرما، از شرمندگی، از بیماری و از آوارگی و ... رهایی نیافته اند که حتی فریادی به دادخواهی برآورند.
رسانه ها که وظیفه ی ذاتی آن ها رساندن فریاد محرومان است، نه تنها به این وظیفه ی خود عمل نکرده اند، بلکه در جهت خاموش نمودن آه برآمده از درد مستضعفان، نیز گام برداشته اند. رسانه ها، محرومان را خیلی پیش تر از آن که بمیرند، کشته اند و محرومیت و فقر، در فرهنگ واژگان رسانه ها، کلماتی نامفهوم هستند.
بازخوانی ۳ دهه عمل کرد و مواضع اتحادیه ی انجمن های اسلامی دانشجویان(دفتر تحیم وحدت) و فراز و فرودهای آن
بهمن سال 57 فرا رسیده و انقلاب اسلامي به پيروزي ميرسد. پس از پيروزي انقلاب اسلامي، جريانهاي مختلف هر كدام به نحوي شروع به برنامهريزي و تصميمگيري براي ادامه ی راه انقلاب اسلامي و اداره ی مملكت ميپردازند و در اين ميان، تشكلهاي دانشجويي نيز سعي در ايفاي نقش خود دارند. و مخصوصاً در دانشگاهها، فعاليتهاي خود را از سر گرفته و در ساير بخشهاي غيردانشگاهي نيز به كمك انقلاب شتافته و از اين به بعد ديگر ارتباط تشكلهاي دانشجويي با حاكميت در حالت تقابل قرار ندارد، بلكه جنبش دانشجويي نوعي تعلق خاطر به حاكميت دارد و سعي ميكند به هر نحو ممكن، در پيش برد برنامهها و تحقق اهداف آن بكوشد و به بازسازي ويرانههاي رژيم سابق بپردازد.
در اين سال ها جريان عمده ی دانشجويي كه پيرو خط امام (ره) بودند، در انجمنهاي اسلامي دانشجويان متمركز شده بود و اين انجمنها تبديل به مراكزي شده بودند، كه به اصطلاح "بچه مسلمانها"، فعاليتهاي خود را از طريق اين تشكل در دانشگاهها پيگيري ميكردند. ولي در سال هاي قبل از انقلاب علاوه بر دانشجويان مسلمان پيرو خط امام چند جريان عمده ی ديگر نيز بودند، كه اختلاف با اين دانشجويان داشتند و پس از پيروزي انتقلاب هم چنان در دانشگاهها باقي مانده بودند، كه البته نسبت به ساليان قبل صف بنديها روشنتر شده بود و ميشد دانشجويان را در دو دسته ی مقابل قرار داد: دانشجوياني كه طرفدار امام بودند و ساير دانشجويان.
«بروید تحکیم وحدت کنید»* این رهنمود حضرت امام خمینی (ره)، سرآغاز تشکیل دفتر تحکیم وحدت به عنوان مرکزیت هماهنگ کننده ی اتحادیه ی انجمن های اسلامی دانشجویان دانشگاه های سرار کشور در سال 1358 گردید.
a u - t a b r i z . b l o g f a . c o m
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام مظلومیت بسیج و غربت بسیجی
بسیجی ایستاده است...
چشم هایی سرشار از بصیرت، سینه ای مالامال از ولایت و بازوانی پر از همت.
در غوغای نا امان ناجوانمردی ها و در سودای ادعاها و خودخواهی ها و خودفروختگی ها.
ایستاده است در امتداد زلال ولایت. در سایه سار یک عشق. در جنبشی به سمت شهادت.
بگذار تا نامحرمان و رنگ شدگان، بر بی رنگی مان بخندند...
5 آذر 1358. خمینی کبیر(ره) و انقلابی دیگر، انقلابی به رنگ عشق. به ایستادگی ولایت و به سمت شهادت.
و خمینی کبیر(ره) فرمود:
اگر بر کشوری ندای دلنشین تفکر بسیجی طنین اندازد، چشم طمع دشمنان و جهانخوارن از آن دور خواهد گردید. باید تمام بسیجیان جهان اسلام در فکر ایجاد حکومت بزرگ اسلامی باشند.
وامام خامنه ای(مدظله العالی) فرمود:
امروز افتخارات گوناگون نتیجه حضور انسان های خدوم، توانا و بی نام و نشان در صحنه های گوناگون است که اگر این حقایق به درستی شناخته نشود، ظلم به بسیج است.
و بسیجی ایستاده است، استوار و جان بر کف.
بگذار تا توهم زدگان که اندیشه متعفنشان، دین سبز می زاید و کلامشان از خیانت سرشار می شود و وجود خس و خاشاکشان دست در تارهای عنکبوت دارد...
بگذار تا آنان که حتی وجود خود را هم دروغ می پندارند و برای یک میز، یک تاریخ را به حراج می گذارند...
بگذار تا آنان که در اوهام سبزشان، خیانت و ذلت را، انقلابی بودن می نامند...
بگذار تا آنان که بر اسب تکبر و غرور سوار شده اند و فقط گذشته خویش را چونان پتکی بر پیکر ملت می کوبند...
بگذار تا آنان که سر در آخور دشمن دارند...
در خوابهای پریشان خویش، من و تو را – ای بسیجی – جیره خوار و ... بنامند چرا که خس و خاشاک به بادی، فنا می شود.
ولی من و تو! ایستاده ایم و سینه عطشان خویش را با جرعه های زلال ولایت سیراب می سازیم و چشم دوخته ایم به سمت افق. افقی سرخ. به سمت شهادت.
5 آذر سالروز تشکیل بسیج مستضعفین بر بسیجیان همیشه بیدار عرصه فتنه ها و رنگها گرامی باد.
5 آذر، تبلور اخلاص ها و رشادتهایی است در کالبدی به نام بسیج متبلور شده است و بسیج تفکری ناب و جنبشی پویاست که دست نامحرمان به دامنه بلندای آن نخواهد رسید.
و ما بسیجیان اعلام می داریم که امروز هم مانند سالهای پرافتخار دفاع مقدس، مخلصانه در صف سربازی نائب امام عصر(عج) استوار و بیدار ایستاده ایم و در فتنه های روزگار، در صف مولایمان در مقابل لشکر کفر، جان بر کف آماده شهادتیم.
a u - t a b r i z . b l o g f a . c o m
هفته گذشته دادگستري استان تهران در بيانيهاي از محكوميت 89 نفر
از عوامل اغتشاشات پس از انتخابات خبر داد. همچنين اخباري درباره برگزاري دادگاه و محكوميت برخي چهرههاي سياسي به گوش ميرسد كه اين افراد به حبسهاي نه چندان سنگين محكوم شدهاند.
دادگاه عوامل ميداني اغتشاشات نيز در حال برگزاري است و متهمين به اتهام اخلال در نظم و تخريب اموال عمومي محاكمه ميشوند و اتفاقاً اين افراد با مجازات سنگينتري نسبت به متهمين به اقدام عليه امنيت ملي و تبليغ عليه نظام محكوم شدهاند.
a u . t a b r i z @ y a h o o . c o m
a u - t a b r i z . b l o g f a . c o m
در مقطع انتخابات و قبل از آن ضد انقلاب چه در خارج و چه در داخل رو در روی یک سوال بزرگ قرار گرفت که آیا با توجه به شرایط موجود کشور انتخابات را تحریم کنیم و یا در آن شرکت کنیم؟
از طرفی هر چهار کاندیدا رااز نظام میدانستند و از سوی دیگرموسوی و کروبی را مخالف سرسخت احمدی نزاد ومتمایل به غرب میدیدند و آن برمیگردد به هواداران داخلی موسوی در درون نظام ایران همچون خاتمی و دیگر گروههای اصلاح طلب.
a u . t a b r i z @ y a h o o . c o m
a u - t a b r i z . b l o g f a . c o m
بیانیه جمعی از دانشجویان دانشگاههای تبریز به مناسبت آغاز سومین دورسفرهای دکتر احمدی نژاد
بسم الله الرحمن الرحیم
28 آبان ماه 1388. صبح پاییزی سرد و بارانی. خیابانهایی سرد و استادیومی سبز که در انتظار می تپد...
و گامهایی استوار...
زنان و مردان آذربایجان!!!
آری شیر زنان و شیر مردانی که در سرمای پاییزی و زیر باران بی امان آمده بودند تا بار دیگر فریاد زنند که:
آذربایجان اویاخدی انقلابا دایاخدی
مردان و زنان سرفرازی که در آزمون سخت و انقلابی مبارزه با فتنه سبز اموی، سرفراز شده بودند این بار آمده بودند تا بیداری و ولایت پذیری خود را در کنار دولت عدالت طلب خویش به شادی بنشینند.
a u . t a b r i z @ y a h o o . c o m
محمود احمدينژاد ظهر امروز در دومين سفر از سومين دور از سفرهاي استاني هيئت دولت در ورزشگاه تختي تبريز در جمع هزاران نفر از مردم اين شهر در يك هواي سرد و باراني افزود: تجربه تاريخي نشان داده كه مردم آذربايجان و تبريز اگر از آسمان سنگ هم ببارد پاي انقلاب ايستادهاند.
وي با بيان اينكه افتخار ميكنم كه مرا فرزند آذربايجان ميخوانند، اظهار داشت: خداوند را شاكرم كه در يك چنين روز بزرگي كه سالروز ازدواج دو دردانه آفرينش يعني اميرمومنان (ع) و فاطمه زهرا (س) است به اين ديار سفر كردم و افتخار ديدار دوباره ملت غيور آذربايجان نصيبم شد.
وي اضافه كرد: آذربايجان سرزمين حماسه، ايمان و مهرباني، سرزمين هنر، ادب و مجاهدت است و سرانجام اينكه آذربايجان سرزمين فداكاري، غيرت و وطن دوستي است.

a u - t a b r i z . b l o g f a . c o m
متاسفانه سایت آینده نقش زیادی در ایجاد شایعه و اخبار غیرواقعی در فضای مجازی و رسانهای كشور دارد كه این شایعات بلافاصله به عنوان خبر موثق در روزنامهها و سایتهای مختلف منعكس میشود.

فواد صادقی البته در جریان حوادث بعد از انتخابات به علت نقش سایت آینده در تحریك اغتشاش گران، بازداشت شد كه بعد از دستگیری بلافاصله به همه اشتباهات خود اعتراف كرد و همه برگههای بازجویی را چشم بسته امضا كرد و با ابراز ندامت شدید از رفتار خود، تعهد داد كه در آینده آنها را جبران كند. وی پس از این تعهدات آزاد شد.
a u . t a b r i z @ y a h o o . c o m
سبزها اکنون در سراب چه می خواهند حیران اند و این را می شود از بیانیه های افسرده ی سرکردگانش هم به روشنی دریافت. سبزها بی هیچ نقشه ی راهی و بی هیچ افقی در برابر خویش، سرگردان اند و از گذر روزها، تنها مترصد فرصتی هستند که نخواستن های خود را ابراز کنند. آن ها در این عرصه ی حیرانی، اجتماع خود را از دست داده اند و تنها مشتی از جهال، هنوز در سراب اوهام خود گرفتار اند. سرابی که نه تنها نجات بخش آن ها نخواهد بود، بلکه آنان را به ورطه ی نابودی خواهد کشاند.
a u - t a b r i z . b l o g f a . c o m

به راستي هدايت كنوني جريان سبز با كيست؟ چه كسي يا چه افرادي اين جريان را مديريت كرده و خط دهي مي كنند؟ آيا رهبري اين جريان با ميرحسين موسوي است و ايشان سبزها را مديريت مي كند؟ آيا سيدمحمد خاتمي يا مهدي كروبي در مديريت اين گروه ايفاي نقش دارند؟ آيا به جاي افراد، احزاب و گروه هايي مانند سازمان مجاهدين و جبهه مشاركت يا ديگر گروه هاي دوم خردادي، رهبري سبزها را برعهده دارند؟
در شرايط كنوني، مديريت گروهي كه با رنگ سبز هر از چندي مانند روزهاي قدس و سيزده آبان، آن هم فقط در برخي از خيابان ها ظاهر شده و متفاوت از توده هاي ميليوني، رفتارهايي را به نمايش مي گذارد، نه در دستان موسوي و نه در دستان همفكران موسوي، بلكه در دست دشمنان خارجي قرار دارد. ترديدي در اين مسئله وجود ندارد كه اين حركت را ميرحسين موسوي و ستادهاي تبليغاتي و حاميان او آغاز كردند و موسوي، بارها و بارها در ميان انبوه هواداران سبزپوش خود ظاهر گرديد و از موج سبز سخن گفت و پس از انتخابات ...
a u . t a b r i z @ y a h o o . c o m
سال 1388 هجری شمسی... نه! سال 36 هجری قمری است! در آستانهی جنگ جمل. عدهای از صحابه و یاران قدیمی که به قدرت نرسیدهاند، «پیراهن عثمان» را عَلَم کردهاند برای انتقامجویی. ابوموسی اشعری -فرماندار کوفه- نمیخواهد وارد جنگ بین «دو گروه از مسلمین» شود و میگوید «باید از آن کناره گرفت»! امیر مومنان -علیهالسلام- در نامهای به او، شرایط زمانه و مختصات فتنه را تبیین میکند:
...مَا هِيَ بِالْهُوَيْنَى اَلَّتِي تَرْجُو وَ لَكِنَّهَا اَلدَّاهِيَةُ اَلْكُبْرَى يُرْكَبُ جَمَلُهَا وَ يُذَلَّلُّ صَعْبُهَا وَ يُسَهَّلُ جَبَلُهَا فَاعْقِلْ عَقْلَكَ وَ اِمْلِكْ أَمْرَكَ وَ خُذْ نَصِيبَكَ وَ حَظَّكَ فَإِنْ كَرِهْتَ فَتَنَحَّ إِلَى غَيْرِ رَحْبٍ وَ لاَ فِي نَجَاةٍ.(نهج البلاغه / نامه 63)
...حوادث جاری کشور آنچنان آسان نیست که تو فکر میکنی، بلکه حادثهی بسیار بزرگی است که باید بر مرکبش سوار شد، و سختیهای آن را هموار کرد، و پیمودن راههای سخت و کوهستانی آن را آسان نمود، پس فکرت را بهکار گیر، و مالک کار خویش باش، و سهم و بهرهات را بردار، اگر همراهی با ما را خوش نداری کناره گیر، بیآنکه مورد ستایش قرارگیری یا رستگار شوی...
واقعیات حاکی از آن است که مبلغ دریافتی بازیکنان حاضر در لیگ، بین ۹ تا ۱۰ رقم است و این یعنی از چند صد میلیون تا میلیارد!!!. دریافتی کادر فنی و مربیان هم به یقین مبالغی بسیار فراتر از این ها است. و این ارقام توسط باشگاه های لیگ برتری، که اغلب -و یا شاید همه- آن ها وابسته به دولت بوده و از بودجه ی بیت المال ارتزاق می کنند، پرداخت می شود.
مسئولین با چه توجیهی و با کدام مجوز قانونی و شرعی، این هزینه های سرسام آور را بر ملت تحمیل می کنند و آن ها چه پاسخی در برابر محرومین جامعه خواهند داشت؟ آیا حق فوتبالیستی که دم به ساعت و به هر بهانه ای -از دیرکرد پرداخت حقوق گرفته تا عدم پرداخت پاداش اضافی- لب به اعتراض می گشاید، از کارتون خواب ها و بیغوله نشینان و آن ها که حتی نایی هم برای اعتراض ندارند، از بیت المال بیشتر است؟! محرومینی که سیاست گذاری های نادرست و مدیریت های ناثواب، موجب آن گشته تا شب ها سر گرسنه بر بالین بگذارند -البته اگر جایی برای خواب داشته باشند- و کودکان معصومی که از ابتدایی ترین حقوق محروم اند و مرگ برای آن ها گواراتر از این زندگی است.


ایران در حال تجربه ی انقلابی بزرگ است. سه دهه از انقلاب اسلامی می گذرد و ایران در آستانه ی انتقال انقلاب به نسل بعدی، در انتظار وقوع انقلاب به سر می برد. دورانی که در آن به سر می بریم، دوران گذار است. گذار از نفاق به دورانی نو.
گذشت سه دهه از عمر انقلاب اسلامی، معادلات و صف بندی خودی و غیرخودی سی سال پیش را بر هم زده و شناخت دوست و دشمن را قدری با مشکل مواجه ساخته است. اکنون، بیگانگانی در میان ما ردای دوست بر تن دارند و این نفاق، موجب غبارآلودگی فضا گشته است. انقلاب اسلامی، نیازمند انقلابی درونی است تا غبار فتنه را بنشاند.
مبارزه ی با استکبار، تنها زمانی پذیرفته است که برخاسته از عقلانیت و منطق توام با بصیرت باشد، و الا هر شعاری علیه بیگانگان، نه تنها در راستای استکبارستیزی قرار نمی گیرد، بلکه مانعی بر سر این مبارزه خواهد بود. مصداق بارز این مدعا، منافقین جدید -یا همان سبزها- هستند. آن ها که با ادعای دروغین خط امامی بودن، سعی در فریب افکار را دارند، با خط زدن شعارهای اصولی "مرگ بر امریکا" و "مرگ بر اسرائیل"، و سردادن شعارهای انحرافی "مرگ بر روسیه" و "مرگ بر چین"، نه تنها با استکبار مبارزه نمی کنند، بلکه تنها در پی انجام اعمالی هستند که خاستگاهشان جبهه ی استکبار است و با دستور مستقیم مستکبرین، در پی مقابله با مبارزه ی ملت ایران با استکبار هستند.
پاسخ حضرت امام خمینی (ره) به این مدعیان دروغین پیروی از امام، پاسخی صریح و شفاف است:
«
ما در جنگ با آمريكا و تفاله هاي آمريكا هستيم... هر يك از اينها را شناسايي كنيد و به دادگاه معرفي كنيد، ننشينيد كه باز جايي را آتش بزنند... خط اين بود كه اصلاً آمريكا منسي (فراموش) شود، يك دسته مرگ بر شوروي را مطرح كردند تا آمريكا منسي بشود.»گویشی در باب بیانیه ی اخیر موسوی
تلاش موسوی و جنبش به اصطلاح سبزش از کتمان دشمنی با امریکا و اسرائیل و امثالهم چه چیز می تواند باشد و بیان گر چیست؟ تنها دو فرض را می توان بر این انگیزه متصور شد. یا این ها به قدری از امریکا و اذانبش وحشت دارند که حتی عرضه ی بیان مخالفت با آن را هم ندارند و یا این که با امریکای جهان خوار و اسرائیل خون آشام طرح دوستی برانداخته اند. آیا گزاره ی سومی هم جز این دو وجود دارد؟
«آخرین نبرد ما به مثابه سپاه عدالت، نه با دموکراسی غرب که با اسلام امریکایی است و این اسلام از خود امریکا دیراتر است. اگر چه این نیز ولو هزار ماه باشد، به یک شب قدر فرو خواهد ریخت.» و ما ادرئک ما لیلة القدر؟!
به نظرم آمد قبل از امامزادگان عشق از امام عشق اميرالمومنين سخن بگوييم. براي حفظ عشق بايد حتما به معرفت شناسي عشق توجه كرد، به ريشههاي معرفتي عشق كه اگر آگاهي نباشد عشق هم نخواهد بود و بنابراين اگر بخواهيم پرچم عشق را سر دست نگه داريم بايد آگاهي را نيز سر دست نگه داريم كه يك راه مهم آن مطالعات اسلامي حساب شده و متراكم است. بدون كتاب خواندن و بدون زحمت كشيدن هيچ كس حافظ هيچ فرهنگي نميتواند باشد و با صرف احساسات، هم خطر افراط و تفريط است و هم انديشههاي صحيح نهادينه و ريشه دار نميشود.
با وزش يك طوفان، يك بحران و آمدن يك فتنه فرهنگي، يك شبه همه چيز زير و رو ميشود؛ شما خالصيد، صادقيد اما وقتي راه را از چاه نشناسيد بازي ميخوريد.
وقتی اصل بنیادینی چون "جمهوری اسلامی" از سوی مدعیان دروغین خط امام (ره) - آن هایی که خود را در
پس نقاب ادعای وفاداری به امام امت و اصول بنیادین جمهوری اسلامی پنهان کرده بودند- به چالش کشیده شد، صف آرایی جدیدی پس از آن شکل گرفت. سر دادن شعارهای "نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران"، "استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی"، خط کشیدن روی شعارهای "مرگ بر اسرائیل" و "مرگ بر امریکا" و جایگزینی شعارهای انحرافی به جای آن ها، و تلاش برای منحرف نمودن مبنای روز قدس از مبارزه با رژیم صهیونیستی به دفاع از غاصبان صهیونیست، پرده ی تزویر را از رخسار سبزها به سویی فکند و حجت را بر همه آشکار ساخت.
به عقیده ی نگارنده، از آن پس، صف آرایی های زمان فتنه به هم خورد و ترکیب نوینی شکل گرفت که این بار به جای "حق و جبهه ی مقابل حق"، صف آرایی "حق و باطل مطلق" بود.
خيلى از روزنامههاى ما متأسفانه در انعكاس حقائق ضعيفند و در اصلى فرعى كردن مسائل، غيرمنصفانه عمل ميكنند. در همين مسائل اخير، مسائل را بايد اصلى فرعى كرد؛ مسئلهى اصلى چيست؛ يك سلسله مسائل فرعى هم پيرامون اوست؛ نه اينكه آن مسائل فرعى كماهميت است، اما مسئلهى اصلى اهميتش بيشترش از آنهاست. مسئلهى اصلى در اين قضاياى اخير، اصل انتخابات بود؛ زير سؤال بردن اصل انتخابات بزرگترين جرمى بود كه انجام گرفت. چرا شما نسبت به اين جرم چشمتان را ميبنديد؟! اين همه زحمت كشيده بشود، مردم بيايند، يك شركتِ به اين عظمت، يك نصابشكنى، يك ركودشكنى در دنيا در مردمسالارى، در دمكراسىاى كه اينقدر ادعايش را ميكنند، انجام بگيرد، بعد يك عده مفت و مسلّم بيايند بدون استدلال، بدون دليل، همان فرداى انتخابات بگويند: انتخابات دروغ است! اين كار كوچكى است؟! اين جرم كمى است؟! يك قدرى بايد منصف بود توى اين قضايا. دشمن هم حداكثر استفاده را از اين كرد. يك عده هم هستند در داخل كشور، از اول با نظام جمهورى اسلامى موافق نبودند - مال امروز و ديروز نيست، سى سال است كه موافق نيستند - از اين فرصت استفاده كردند، ديدند عناصرى وابستهى به خودِ نظام، از خودِ نظام، دارند اين جور ميداندارى ميكنند، اينها هم وقت را مغتنم شمردند، آمدند داخل ميدان؛ و ديديد. من روز اول اين را پيغام دادم به همين حضراتى كه صحنهگردان اين قضايا هستند؛ آن ساعات اول من به آنها پيغام خصوصى دادم. من اگر يك وقتى توى نماز جمعه يك حرفى ميزنم، اين ابتدا به ساكن نيست؛ حرف خصوصى، پيغام خصوصى، نصيحتِ لازم انجام ميگيرد، وقتى انسان ناچار ميشود، يك حرفى را مىآورد در علن بيان ميكند. من پيغام دادم، گفتم اين را شما داريد شروع ميكنيد، اما نميتوانيد تا آخر كنترل كنيد؛ مىآيند ديگران سوءاستفاده ميكنند. حالا ديديد آمدند سوءاستفاده كردند. مرگ بر اسرائيل را خط زدند! مرگ بر آمريكا را خط زدند! معناى اين كار چيست؟
آخرین بیانیه ی موسوی که یک روز پس از اقدام تروریستی گروهک عبدالمالک ریگی از حامیان به اصطلاح "جنبش سبز"، به شیوه ای متفاوت به لحاظ ابزاری -و نه به لحاظ محتوایی- به صورت گفت و گوی ویدئویی صادر شد، گرچه در نگاه اول تنها تغییر ابزاری را در ذهن متبادر می کند، اما به واقع، گویای تغییر در تاکتیک بوده و نشان از روی کردی جدید دارد.
این فیلم ویدئویی که با تقلیدی کورکورانه و ناشیانه از تروریست ها تهیه گردیده، موسوی، به سان سران تروریسم، چون بن لادن، ملاعمر، محسود، ریگی و ... در مقابل دوربین حضور یافته و به تبیین آخرین مواضع و راهبردهایش می پردازد و سپس از طریق چند سایت اینترنتی و بعداً به صورت فایل دیجیتالی در اختیار عموم قرار می گیرد، روی کرد جدید جریان فتنه را برملا ساخته است. البته این ادعا به صرف تشابه شیوه ی راهبری، بیان نشده است؛ بلکه برخی تحرکات در اردوگاه فتنه، سندی بر این مدعاست.
۱- محمد خاتمی، اخیراً در اضهار نظری تامل بر انگیز گفته است اگر اجازه ندهند مردم تجمع داشته باشند آنها می روند هسته عمل تشکیل می دهند. این گفته، در حالی صورت می گیرد که جریان فتنه، پس از انتخابات، از هیچ گونه آشوب و اغتشاش، تخریب، خشونت و جنایتی فروگذار نبوده است و وقتی خاتمی نمی تواند هیچ کدام از این ها را در واژه ی عمل بگنجاند، تنها عملی که باقی می ماند تشکیل جوخه های ترور خواهد بود.
a u - t a b r i z . b l o g f a . c o m

كدام شهروند ایرانی است این حقیقت را نداند كه این میرحسین موسوی بود كه با ادعای تقلب، سبب شكلگیری فضای تقابل، ناآرامی و شكاف در كشور شد.اكنون این پرسش مطرح است كه فرد یا افرادی كه خود آغازگر تفرقه و اختلاف بوده و با تداوم رفتارهای ساختارشكنانه خود به شكافها عمق بخشیدهاند چگونه میتوانند خود را در طرح «وحدت» سهیم و ذیحق بدانند؟
«مهندس موسوي از كساني كه ميكوشند اين جنبش [سبز] را به غرب پيوند بزنند انتقاد كرد و اظهار داشت: امروز كساني كه در سوابق عملكردشان شواهد روشني از گرايش به غرب و بيگانگان وجود دارد، ما را متهم به همسويي با منافع بيگانگان ميكنند.» «وي وحدت را يك ضرورت برشمرد و افزود: نياز به وحدت ملي امروز بيش از هر زمان ديگري در كشور بين مردم احساس ميشود و خط كشيهايي را كه مردم را به گروهها يا دستهبندي ديگري تقسيم ميكرد، اعتبار خود را از دست داده است.»
وقتی کار امام با منتظری به جائی رسید که کاری از توصیه و پند و اندرز بر نمی آمد، پیر فرزانه انقلاب در اقدامی انقلابی، با صدور نامه ششم فروردین ۶۸ منتظری را از سمت قائم مقامی رهبری برکنار و مواردی مهم را به وی گوشزد کرد:
کاملا مشخص بود كه حضرت امام در اين گونه تصميمات با سنجيدگي كامل و دوراندیشی شگرف عمل مي كنند و بر خلاف آقاي منتظري، تعجيل در تصميم گيري را آفت رهبري مي دانند و اين، واقعیتي بود كه در چندين حادثه مهم انقلاب، ظهور و بروز كرده بود.
اقدام انقلابی امام درحالی بود که مسئولان درجه اول كشور نيز قادر به هضم اين تصميم مهم و تاريخي نبودند و دست كم، فلسفه شدت عمل و برخورد امام را در نمي يافتند، چه رسد به مردمی که هنوز از خیلی از جزئیات ماجرا باخبر نبودند.
به همراه اين تصميم مهم، چند اقدام ديگر نيز مورد نظر امام قرار گرفت: اول اين كه اين نامه شديد اللحن از رسانه ها، پخش شود. دوم اين كه فوراً جلسه خبرگان رهبري تشكيل شود و تصميم گيري درباره عزل آقاي منتظري را رسميت بخشد. سوم اينكه در اسرع وقت كليه عكس ها و پوسترهاي آقاي منتظري از سراسر ادارات و مراكز دولتي برداشته شوند.
"می خواستم از نهج البلاغه سخن بگویم... اما به اقتضای حال و موقعیت، منصرف شدم... به یاد آوردم این سخن معروف مارکس را که گفته است: دین افیون توده هاست. سخنی که مارکس در باب دین گفته هر چند تمام حقیقت نیست، اما بخشی از حقیت است. دین در حکومت های دینی نه تنها افیون توده هاست - آن چنان که مارکس گفته - بلکه من می افزایم علاوه بر آن که افیون حکومت ها هم هست..."*
صاحب این تعابیر که گویای باور درونی تجدیدنظرطلبان (اصلاح طلبان سابق) و اپوزیسیون نظام است، هاشم آغاجری است. او که در توهین به دین، مقدسات، قرآن و ائمه ی اطهار (علیهم السلام) کم نگذارده است، وقتی با زشتترین و وقیحانه ترین واژگان، روحانیت، آیات عظام و مراجع تقلید را مورد هجمه ی خود قرار داد و مردم متدین را به دلیل تقلید از مرجع، میمون قلمداد کرد - که من حتی از نقل آن ها شرم و اکراه دارم - گویی که از عمق وجود اصلاح طلبان و دشمنان نظام خبرداد؛ به گونه ای که شاید بشود گفت هیچ یک از چهره ها، احزاب و تشکل های اصلاح طلب، رسانه های و مطبوعات زنجیره ای، گروهک های معاند و ضد انقلاب، رسانه های غربی و حتی دولت های استکباری، نماند که از وی اعلام حمایت نکرده باشد.

a u - t a b r i z . b l o g f a . c o m
در هفته ها و روزهاي اخير، طرح هاي رنگارنگي از سوي عده اي معلوم الحال، در عرصه ي سياسي جامعه با عناويني چون: طرح "وحدت ملي"، "آشتي ملي"، "برون رفت از بحران"(!!!)، "برون رفت از وضعيت کنوني"، "ميانجي گري شخصيت ها" و ... مطرح گرديده که از چند جنبه قابل بررسي است.
يکم، طرح کنندگان: طرح کنندگان اين پروژه ها، همگي از شکست خوردگان از ملت در انتخابات و يا از رفوزه شدگان فتنه ي اخير هستند. کساني که يا خود، از عوامل فتنه بودند و يا از کساني اند که سکوت و خطاب نابجايشان به ياري فتنه شتافت.
a u . t a b r i z @ y a h o o . c o m
|
|
انا هدیناه السبیل إما شاکراً و إما کفورا |
|